اول مهر
با نظر بابا تابستان رفتیم و مدرسه ولیعصر ثبت نام کردیم که نزدیک خونه باشه. هفته آخر شهریور با خانم ورزش تماس گرفتیم و ایشون گفت که به خاطر شما این مدرسه مونده و باعث شد شما هوایی بشی که دوباره برگردی سما. این شد که با اصرار زیاد رفتیم و دوباره پرونده گرفتیم و برگشت خوردیم. کلاس ها همه تکمیل شده بودند و اون معلمی که میخواستیم نشد . در کلاس خانم مقدسی ثبت شدی . روز اول مهر خوش حال و خندان رفتیم ولی تا معلمتون رو دیدی گریه کردی که من میخوام برگردم خونه و نمیخوام این کلاس باشم. چهره خانم یک مقدار جدی به نظر نیومد. من قول دادم اون روز رو بمون و اگر دوست نداشتی، کلاس رو تغییر می دیم. ظهر خندان اوم...



